تاريخ: پنجشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۴ ساعت: 5:31 PM
بند نامه
درس بند و شهر بند و کار بند
آمدن در کوچه و بازار بند
قریه هم نا امن شد باشید خبر
درمیان مزرعه دیدار بند
هرچه دیوانه بگوید حرف نیست
حرف های آدم هوشیار بند
نان اگر خواهی، زبانت بسته باد
قصههای کودکانِ زار، بند
دخترت پرسید: «مکتب کی روم؟»
مادری گفتش: «همه کردار بند»
در سرای دانش و فرهنگِ پاک
کاتبِ دانا شده، بیمار بند
شعر گفتن جرم شد، اندیشه ننگ
در وطن، فریادِ هر افکار، بند
روز روشن، تیرگی شد بیصدا
نور حتی در دلِ دیدار، بند
در نماز جمعه، آتش ریختند
در صفِ ایمان و استغفار، بند
کودک از ترسِ هراسِ راهها
مانده بیرویا، دلِ بیدار بند
ما اگر گفتیم: "حق!"، محکوم شد
پاسخ آزادی ، چوب دار بند
#سید_ظاهر_موسوی✍️
